کيرشو کرد تو کونم | کورس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » کيرشو کرد تو کونم

کيرشو کرد تو کونم

کيرشو کرد تو کونم
 
تازگیا با یه پسره دوس شده بودم.همیشه عکس کیرشو برام … – Instagram
https://www.instagram.com/p/BSD3YxBDo76/ – Translate this page
Mar 25, 2017 – dastanhayesexiiتازگیا با یه پسره دوس شده بودم.همیشه عکس کیرشو برام میفرستادو میگفت خیلی دوس دارم از کون و کس بگامت.خلاصه باهم قرار گذاشتیم.ولی تنها نبود.با چند نفر بود.تو ماشین نشستیم و رفتیم تو یه جا مثل بیابان.دوس پسرم دستشو کرد تو شلوارمو کسمو میمالید منم لذت میبردم که گفت بیا پشت .
اشرف وبهنام! – کلوب
www.cloob.com/c/computer_engineers/24415670/اشرف_وبهنام!
Translate this page
Dec 16, 2011 – اولش سیما گفت بهنام یواش چته منکه در نمیرم اما بعد به خواهش افتاد ولی بهنام ول کن نبود و بالاخره کیرشو کرد تو کون سیما و شروع کرد به کردن سیما داد میزد و التماس میکرد اما بهنام میکردش و سینه هاشو محکم فشار میداد آخرش بطرز خیلی فجیعی کارشو با سیما تموم کرد و بعدش سیما بلند شد اشکهاشو پاک کرد و کلی هم …
طوبی و س ک س خشن 1395/9/10 سلام من طوبی 36 سالمه دوتا بچه دارم ویک …
h4.filmiro.com/2017/09/20/893/804363837426893761.txt
Translate this page
Sep 20, 2017 – کیرشو در اورد ی کیر کلفت و 15 16 با ی کلاهک صورتی داشت تو دهنم فرو کرد و تا ته حلقم فشار داد و مرتب تلمبه میزد بعد سرمو لبه دسته مبل اورد و اویزون کرد و … خودمو تکون دادم کیرش از کونم جدا شد درد و لذت عجیبی داشتم اون دیونه وار تلمبه میزد کیرش لا پا و کوسم که دیگه خیس خیس بود بالا پایین میشد سینه هام تو …
?باغ سیب? – publications of telegram channel
tsear.ch/posts/baaghe30iB/270
Translate this page
ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﺷﻢ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺗﻮ ﮐﻮﻧﻢ ﮐﺴﻢ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺍﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﺪﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺍﻭﻧﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺍﺏ ﮐﺴﻢ ﺭﻭ ﻟﯿﺲ ﺯﺩﻥ ﯾﻪ ﮐﻢ ﮐﻪ ﻧﻔﺲ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﺮﯾﻊ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﮑﻦ ﺗﻮ ﮔﻔﺖ ﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺗﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻣﻨﻮ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯﺵ ﻟﺐ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﮐﯿﺮﺷﻮ ﻣﺎﻟﻮﻧﺪﻥ ﺍﺧﻪ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺪ ﺳﻨﮓ . ﯾﻮﺍﺵ ﯾﻮﺍﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺭﻭﺵ ﺳﺮﺵ ﮔﻮﻝ ﻣﺎﻟﯿﺪﻡ …
اشک تو چشمام جمع شده بود ، کیرشو گذاشت لای کسم و بالا پایین کرد
hamlet.blogsky.com/comments/post-196/page/95
Translate this page
داستان #عرق_خوردن_رویایی عرق خوردن رویایی 1396/6/31 سلام این داستان نیس و یک خاطرست ک هنوز هم در جریانه اسم من احسان 25 سالمه از مامانم بگم که یک زن جا افتادست و اسمش ناهیده من از اون موقع ک یادم میاد همیشه تو کف مامانم بودم همیشه وقتی میرفت حموم دزدکی دیدش میزدم واقعا بدن عالی و محشری داره اون موقع ها ک بابام هنوز ازش جدا نشده …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS