داستان کاکولد | کورس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان کاکولد

داستان کاکولد

داستان کاکولد
 
چطوری کاکولد شدم (۱)
https://shahvani.com/dastan/چطوری-کاکولد-شدم–۱
Translate this page
Aug 3, 2017 – روزی که با امیر کاملا جفت جور شدم رو یادم نمی آید. اما تو محل ما اون جنم و جربزه زیادی داشت پدرش که تصادف میکنه میمیره از 12 سالگی از اول مادرش و برادر کوچکش رو سرپرستی میکرد. با این حال با خانواده ما که کمی اوضاع مالى خوبی داشتیم باهم بودیم . هم بازی و همکلاسی و رفیق جرق اما متفاوت . من کمی کوتاهتر و تقریبا …
حس خاص (۲)
https://shahvani.com/dastan/حس-خاص–۲
Translate this page
Apr 5, 2016 – wsme. 1 سال،12 ماه. 0. در سبک هات وایف (لوند بانو) و کاکولد (فاخته گری و بیغیرتی)، البته به صورت بدون تحقیر، داستان “صبح روز بعد” رو بخون. https://shahvani.com/dastan/%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B9%D8%AF …
داستان بی غیرتی cuckold – شهوانی
https://shahvani.com/forum/topic/داستان-بی-غیرتی-cuckold
Translate this page
Feb 21, 2017 – این یک داستان cuckold میباشد که خیلیا گفتن دوست دارن تجربه کنند بنا به درخاست اعضا ساختم امید وارم تصاویر که تبدیل به GIF کردم درست نشان داده بشه تا لذت بیشتر ببرید ضمنا تعداد لایک ها کم میباشدیکم لایک کنید. 11. 21. امید وارم لذت ببریــــــــــــــد اگه خوشتون اومد لایک کنید وتشکر فراموش نشه.
داستان بیغیرتی
https://shahvani.com/dastan/tag/بیغیرتی
Translate this page
زنم دوست نداشت بده, 14855, 2, 41. باجناقم عجب کصی از زنم گایید, 97822, 13, 40. پاهای شکسته من, 29357, 4, 21. زهره زن جنده من در جشن گازکشها, 13518, 4, 27. کوس دادن زنم برا اولین بار, 68679, 12, 26. داستان جنده کردن زنم, 22176, 17, 30. توی نمایشگاه زنم رو مالوندن, 26478, 13, 19. چطوری کاکولد شدم (۱), 12080, 2, 7. مامان زهرا و مامان …
داستان دنباله دار اعتیاد به حقارت – قسمت سوم – شبی سیاه ولی سفید …
https://hegharat.wordpress.com/2015/05/27/etiad_be_hegharat_3/
Translate this page
May 27, 2015 – ساعت حدود ۱۱ بود. نشسته بودم تو اتاقم داشتم دیوار روبروی تختم رو نگاه می‌کردم! آره داشتم به دیوار کوفتی روبروی تختم که هیچ چیز هم بهش آویزون نشده بود نگاه می‌کردم! شاید شما بپرسید ‘چرا؟!’ ولی من دیگه نزدیگ ۲۴ ساعت میشد که با این کلمه بیگانه شده بودم! چون کارهایی انجام داده بودم…

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS