داستان بکن بکن مامان | کورس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان بکن بکن مامان

داستان بکن بکن مامان

داستان بکن بکن مامان
 
زنده باد مامان (۲) – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/زنده-باد-مامان–۲
Translate this page
Nov 9, 2016 – پویانم قبلا داستان زنده باد مامان قسمت اولو براتون نوشتم حالا میخوام ادامه داستانو براتون تعریف کنم با اتفاقاتی که افتاده بودو چیزایی که از مامانم فهمیده بودم ….. فشار فرو کردمش داخل کس مامانم خیلی گشاد بود ولی خب حال میداد هم داغ بود هم لزج صدای مامانم دیگه دراومده بود هی میگفت :اره بکن بکن پسرم مامان مهینو جرش بده …
مامان نگار – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/مامان-نگار
Translate this page
Sep 27, 2014 – کیرمو دور و بر کوس مامان گردوندم مامان همش ووی ووی می کرد . -عزیزم حالتو بکن . استرس نداشته باش . به اونا کاری نداشته باش . هم رو حال تو اثر می کنه هم من . ….. کوس کش بی ناموس فکر کردی ویکتور هوگو هستی داستان بینوایان رو بنویسی و جایزه نوبل بگیری کیر همه بچه ها به عنوان جایزه نوبل تو کوس خوار مادرت و کون …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 73 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_73.html
Translate this page
اینم دفعه دیگه خیلی پرو شده بود امد رو نشست ومنم پرتش کردم انور وبه پهلو خوابیدم اما عوضی بیشعور جنده که با خودم این فش ها رو زمزمه می کردم دست می زد به کونم وسعی می کرد انگشتشو محکم بکن تو کونم برگشتم بهش گفتم به خدا به مامان می گم گفت باشه برو بگو می دونست که من نمی تونم بگم چون که مادرم قبلا سکته کرده بود …
داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی – صفحه 60 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_6006_60.html
Translate this page
بازم منو بکن .. به تشک و بالش و صورت و موهام چنگ مینداخت .. حتی به سینه هاش .. -گازم بگیر کبودم کن …گیج شده بودم . این که حشری تر از من نشون میده . نوک سینه هاش ….. اين داستان ادامه دارد. نگران نباشيد به جاهاي سكسي هم ميرسه . بعد از اون جريان ديگه خيلي با هم راحت شده بوديم مامانم كه اكثرا با شورت و كرست تو خونه مي گشت . يه روز …
داستان بکن بکن من و مامان و خاله – Archive.is
archive.li/Ju0x4 – Translate this page
37313 ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺁﺭﯾﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻗﺒﻼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﮑﺲ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺘﺮﺍ ﺍﻭﻧﻢ ﺟﻠﻮ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﮑﺴﻢ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻧﻤﻢ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﮑﺲ ﻣﻦ ﻭ ﺧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺘﺮﺍ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺍﯾﯽ ﺑﮑﻨﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻟﺮﺯ . ﺁﺧﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺁﺑﺮﻭﺭﯾﺰﯼ ﻣﯽ ﺷﻪ. ﺷﺎﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺣﺴﻮﺩﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﻭﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺎﻝ ﺧﺎﻟﻪ ﻣﯿﺘﺮﺍ …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS