داستان بکن بکن خاله جون | کورس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان بکن بکن خاله جون

داستان بکن بکن خاله جون

داستان بکن بکن خاله جون
 
سکس من و خاله الهه – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-من-و-خاله-الهه
Translate this page
Feb 8, 2011 – اروم میکنم خاله،یه یکم تف زدم رو کیرم و کردم تو سوراخ تنگ کون نازش یعنی این خاله جنده من هیچی کم نداشت همه چیزاش منظم بود خاله جون اولش جیغ زد اما آروم آروم عقب جلو کردم اوخ بکن خاله بکن بکن بکن وای ی ی دیگه آبم داشت میومد گفتم خاله دارم ارضا میشم بریزم تو کونت نه بیا بریز تو دهنم بدو بدو منم آبمو خالی کردم …
سکس با خاله جون در حمام – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-خاله-جون-در-حمام
Translate this page
Dec 15, 2012 – بریم سر داستان.یه روز داشتم از باشگاه میومد نزدیک خونه که شدم مامانمو با دوتای دیگه از خاله هام دیدم داشتن میرفتن خردید . گفتم :مامان خاله لیلا کو ؟ گفت : سرش در میکرد گفت … گفت : همون کاره منو بکن منم سینهاشو گرفتم تو دستم مثل فیلمایی که دیده بودم خیلی خوب مالششون دادم یه گفتم بهش میشه بخوابی رو زمین .
چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
https://sahvatnak.wordpress.com/2015/06/02/سلام-دنیا/
Translate this page
Jun 2, 2015 – دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم سر اصل مطلب من یه خاله دارم که خیلی دوسش دارم اونم همچنین هر چی از دستش بیاد … یادم افتاد یه بار که پیشش بودم عضله اش گرفته بود که من ماساژدادم درس شد البته تو خونه بهم گفتن اینکا رو بکن ها چون یه چیزایی از ماساژ بلد بودم بهش …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 76 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_76.html
Translate this page
یه خرده صبر کردم صدای دوش که اومد رفتم سراغ کانالای سکسی، دیدم نیم ساعت گذشته و الان دیگه میاد بیرون، نزدیکه یکی ساعت شد خبری نشد ، به بهونه دستشویی رفتم ….. دستش رو كمرو پشتم ميكشيد كه من هم حشريم زده بود بالا و خالم بدتر از من ولي هر دومون خجالت ميكشيديم بلاخره خاله جون كير ما رو ديد و با خنده از حموم رفت بيرون من هم از …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 77 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_77.html
Translate this page
شلوار چسبون خاله داستانی که برایتون تعریف میکنم برای 2سال پیشه که یک سکسی با خاله ام و هفته بعدش با دختر خالم داشتم. … کم همش توش بود گفت :یواش بکن منم یه نازش کردم و کمکم عقب جلوکردم واسه اینکه حواسش پرت بشه بهش گفتم: عاطفه جون,اون شب تو مهمونی خیلی کس شده بودی همه به سینه هات نگاه میکردن انگار همه میخواستن …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS