داستان با مادر | کورس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان با مادر

داستان با مادر

داستان با مادر
 
داستان زیبای من و مامان نگین 18+ – ایران ناز
www.irannaz.com/my-beautiful-mommys-story-and-setting-18.html
Translate this page
سلام.من بابک هستم و 16 سالمه.از زمانی که به دنیا اومدم پدرم فوت شده بود و من و مامانم تنها زندگی می کنیم.من تا حالا فکر می کردم بابام خیلی پولدار بوده چون مامانم هیچوقت من رو بی پول نذاشته و هیچوقت نشده که مثلاً پول تو جیبی نداشته باشم خلاصه اصلاً مشکل اقتصادی رو احساس نمی کردم تا الان. داستان از این جا شروع میشه که من یه روز به …
داستان مادر شوهر خوب من – بیتوته
www.beytoote.com/fun/fiction-vocal/story-mother-law.html
Translate this page
پدر همسرم سال‌ها پيش، قبل از اين‌كه ما ازدواج كنيم فوت كرده بود. همسرم آخرين فرزند خانواده است و مدت مديديرا با مادرش تنها زندگي مي‌كرده و همين مسئله سبب شده است مادر او وابستگي زيادي نسبت به همسرم داشته باشد به‌طوري كه گاه از خودم مي‌پرسم او چه‌طور توانسته اجازه بدهد كه حميد ازدواج كند. اين وابستگي باعث دردسرهاي زيادي براي من مي‌شود …
مادرم با مرد همسایه رابطه پنهانی داشت
tabnakbato.ir/fa/news/40351/مادرم-با-مرد-همسایه-رابطه-پنهانی-داشت
Translate this page
نمی دانم چه شد که اخلاق و رفتار پدرم به یک باره به تمامی عوض شد. پدرم پیوسته به مادر گیر می داد و گاهی او را کتک نیز می زد. پدر می گفت: “فکر می کنی که الاغم و متوجّه نمی شم که با مرد همسایه طبقه بالایی که زن و بچّه نداره و تنها زندگی می کنه، ارتباط داری؟! فکر می کنی، نمی فهمم که داری به من خیانت می کنی؟!” به راستی که دلم برای …
دوست دیرینم مادر! زمانی که پسر عاشق مادرش می شود ! ( داستان) – سوزی …
sozimihrab.org/دوست-دیرینم-مادر-زمانی-که-پسر-عاشق-مادر/
Translate this page
Oct 16, 2014 – دوست دیرینم مادر! زمانی که پسر عاشق مادرش می شود ! ( داستان). داستان عشق ورزی فرزندی به مادرش. خواننده عزیز ، امیدوارم این داستان نیز مانند سایر داستانها – ی ترجمه شده توسط اینجانب- مورد توجه شما واقع شود و در نتیجه برای نویسنده – و مترجم -آن دعای عاقبت خیری بنمایی! مدتی است با زنی آشنا شده و مرتب با او در …
داستان مادر و خواهرم – 2 – بدر و هلال
https://babakus.wordpress.com/…/داستان-مادر-و-خواهرم-2-خانۀ-خانم-مام…
Translate this page
May 23, 2013 – (ماهیِ بیچاره، للۀ کودکی ام، خدمتکار و بردۀ مادرم است که از موقع تولد من در خانۀ مادربزرگ وبعد مادرم بوده و داستان ظلمی که می بیند خودش یک رمان کوچک می شود) به مهین گفته تو اصلا لوسی چون مادرت تربیتت نکرده، و بچه را طوری رنجانده که از گریه نفسش داشته بند می آمده. بچۀ 6 ساله! خواهرم همانروز حس مادری اش گل کرده و بی …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS